genius loci
چیز در نزدیکی نیست، چنانچه گویی یک ظرف است. سیطره نزدیکی در نزدیک شدن در مقام گرد آوری چیز یا چیز شدن چیز است
هیدگر
***
اگر این یک حکم باشه میشه نتیجه گرفت که “باید” تمام تورها ی سیاحتی و زیارتی تعطیل بشن
Advertisement
چیز در نزدیکی نیست، چنانچه گویی یک ظرف است. سیطره نزدیکی در نزدیک شدن در مقام گرد آوری چیز یا چیز شدن چیز است
هیدگر
***
اگر این یک حکم باشه میشه نتیجه گرفت که “باید” تمام تورها ی سیاحتی و زیارتی تعطیل بشن
علی خادمی said,
April 16, 2011 at 8:59 pm
آنچه در این گفته مراد شده است دقیقن صورت آقا منشانه و اشرافی عربده ی گروهبانی استکه بر سر زیردستانش عربده می کشد : ” آهای ! ازگل های بی بته” اگر از تکرار مکرراتی که در این جمله می بینیم بگذریم ، در آنها چیزی جز این فرمان نمی بینیم : خودت را جمع کن …زبان هایدگر هر قدر هم که واژه ای چون ” منکوب کردن ” را به ندرت به کار برد ، اساسن زبان قدرت است
آدورنو – زبان اصالت
مصطفی موسوی said,
April 17, 2011 at 5:27 am
خودت را جمع کن ، خودت را در جوار واسع ذات ” کلیه ” اشیا جمع کن ، در برابر این فرمان باید پا بچسبونی
برمیگرده به روح مکان ، مکان هایدگری نقطه مقابل مکان دکارتی است که فضایی همگون و متجانس است و نه بر آنچه در آن است اثر می گذارد نه از آن تاثیر می پذیرد ، فضای هایدگری نامتجانسه چهار وجه ناهمسان ، آن چهار گانه معروف هایدگری ( زمین ، آسمان ، خدایان و فناپذیران)در عین دور ماندن در مرکزی به اسم چیز حاضر میشن و حضور امر حاضر رو میسازن
علی خادمی said,
April 20, 2011 at 6:29 pm
تا به امروز در زبان هایدگر و همه ی کسانی که از این زبان پیروی می کنند آهنگ الهیاتی ضعیف گشته طنین انداز است
آدورنو
مصطفی موسوی said,
April 20, 2011 at 7:43 pm
هر آنچه بر ما می رود همواره توجیح عقلانی ندارد و هر کسی سر انجام با پرسشهای بی پاسخ زندگی خود را ترک می کندبر خلاف آنچه ممکن است در بادی امر به نظر آید که اشاره او به خدایان ( بدون آنکه به اسطوره های یونانیان مجال ظهور بدهد) فلسفه ورزی او را در این زمینه نامعقول کرده است ، اما در حقیقت اشاره او به امری واقعی در زندگی ماست . امر واقعی احاطه ناپذیر با ورود این جنبه اسرار آمیز به مفهوم عالم او ( زمین، آسمان ، خدایان، فناپذیران) این مفهوم غنی تر و واقعی تر از عالم عینی علمی میشود
مقدمه ایرج قانونی به کلبه هایدگر از ادم شار
علی خادمی said,
April 20, 2011 at 9:54 pm
هایدگر دیگر این را پیش بینی نمی کرد که آنچه به نزد وی ” اصالت ” نامیده می شود ، همین که به صورت واژه درآید ، در گستره ی همان بی نامی و گمنامی جامعه ی مبادله که ” هستی و زمان ” علیه آن شوریده است
همان
آدورنو در نامه ای به هورکهایمر می گوید : هایدگر نیز از همان راه هایی می رود که ما می رویم ، نقد آدونو به زبان هایدگره
علی خادمی said,
April 20, 2011 at 9:54 pm
تو تمام این نقل قول ها هم اهمیت اصلی روی لغت ” زبان” ه
Tata said,
April 24, 2011 at 9:24 pm
سفسطه ..ه
حسام الدین منظوم said,
April 24, 2011 at 11:08 pm
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
تفاوتی نکند
چون مراد یار من است
سعدی
مهتاب said,
July 13, 2011 at 11:12 pm
مصطفی … تو از جون این بشر چی می خوای ؟ … هایدگر رو عرض می کنم …